غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

253

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

گفتار در بيان بعضى از وقايع زمان ايالت مأمون و ذكر حدوث انواع فتن بتقدير صانع بيچون كوكب طالع مامون بعد از قتل امين بدرجه كمال رسيده در خلافت استقلال يافت و متوطنان عراقين و فارس و يمن و حجاز و خراسان بتجديد بيعت پرداخته پرتو عدالتش بر وجنات احوال همكنان تافت اما در شام نصر بن شبيب عقيلى با جمعى كثير از سالكان مسالك يكدلى اظهار مخالفت نمود و مامون بعد از استماع آن خبر امارت عراقين و فارس و يمن و حجاز را بحسن بن سهل تفويض فرمود و فرمود كه طاهر ذو اليمينين برقه رود و بضبط ولايت جزيره و شام و دفع نصر بن شبيب قيام و اقدام نمايد و هرثمة بن اعين بجانب خراسان بازگشته ملازمة پايهء سرير خلافت مصير فرمايد و در سنهء تسع و تسعين و مائه طاهر به طرف رقه رفته حسن بن سهل ببغداد رسيد و عمال بولايات فرستاده متكفل سرانجام امور ملك و مال گرديد و چون عزل طاهر از مملكتى كه بضرب شمشير گرفته بود و نصب حسن در عراق عرب بتحقيق پيوست اين خبر شيوع يافت كه فضل بن سهل بر مامون مستولى شده او را در كوشكى نشانده است و نميگذارد كه هيچكس از امراء با خليفه ملاقات نمايد و بىمشورتش مهمات ملكى و مالى را فيصل ميدهد بنابراين اعيان بنى هاشم و غير ايشان از اكابر و اعاظم بمخالفت مامون مبادرت نموده در هر گوشهء فتنهء پديد آمد و اول كسى كه ظهور فرمود محمد بن ابراهيم طباطبا بن اسمعيل بن ابراهيم بن حسن بن امام حسن بن امير المؤمنين على بن ابى طالب بود رضى اللّه عنهم و ظهور آن جناب در كوفه واقع شده در آن اثنا ابو السرايا كه در سلك سرهنگان هرثمة بن اعين انتظام داشت بواسطهء عدم وصول علوفه از هرثمه گريخته بكوفه شتافت و از جملهء خواص محمد طباطبا بمزيد تقرب امتياز يافت و حسن بن سهل زهير بن مسيب را با ده هزار كس از سپاه عجم و عرب بمحاربهء محمد نامزد كرده از آن جناب ابو السرايا در برابر او آمد و نسيم نصرت از جانب ابو السرايا در اهتزاز آمده زهير بگريخت اما روز ديگر ابن طباطبا بتقدير ايزد تعالى فوت شد و ابو السرايا محمد بن محمد بن زيد بن امام زين العابدين على بن امام حسين بن امير المؤمنين على را عليهم السلام كه در صغر سن بود بر مسند خلافت نشانده واسط و بصره را در حيز تسخير آورد و چون حسن بن سهل مشاهده نمود كه كار ابو السرايا بالا گرفت قاصدى پيش هرثمه كه بجانب خراسان ميرفت فرستاده التماس كرد كه بازگردد و بدفع ابو السرايا پردازد و هرثمه نخست از قبول اين ملتمس ابا نموده بعد از آن‌كه ارسال رسل و رسايل تكرار يافت از حلوان عنان مراجعت به طرف بغداد تافت و بتهيهء اسباب محاربه مشغولى كرده با سپاه آراسته به طرف نهر صرصر كه معسكر ابو السرايا بود بسان برق و باد توجه نمود و بين الجانبين آتش قتال اشتعال يافته خون بسيارى از متابعان ابو السرايا بر خاك هلاك ريخت و او پشت بر معركه گردانيده